عبد الحسین فرزین

    در سال 1303 در شهرٍ ستان خوسف متولد و در سه چهار سالگى به دنبال تغییر ماموریت پدر که مسئولیت اداره دارائى آن بخش رادر ان زمان به عهده داشت به بیرجند آمده اند . پس از طى تحصیلات ابتدائى و متوسطه و دریافت دیپلم ادبى در سال 1325 به استخدام آموزش و پرورش بیرجند در آمده است و پس از 33 سال خدمت بازنشسته شده است. وى در سال 1349 به عنوان بهترین دبیر انتخاب و از وزیر آموزش و پرورش نشان فرهنگ دریافت داشته است.

    فرزین  شاعرى با ذوق و در قالب‏ هاى گوناگون شعرى طبع آزمائى کرده اما در غزل و قصیده گامى فراتر نهاده است . قسمتى از اشعار آقاى فرزین در مجموعه برگ سبز در سال 1358 چاپ و منتشر گردیده و قسمت عمده دیگر آن آماده چاپ است، به منظور آشنائى، سروده ایشان درباره بیرجند بیان مى‏شود :

  بیرجند

 بوى خاک بیرجند آید همى

یادیاران ، دل پسند آید همى

 سنگلاخ راهُ و سختى هاى آن

زیر پایم ، چون پرند آید همى

 جان در این وادى ایمن درامان

دل دراینجا بى نژند آید همى

 با صفاى دل ،غزال آرزو

ساده درخَمّ کمند آید همى

 با همه قهر طبیعت ، بیرجند

سرفراز و سربلند آید همى

 رشته کوه "باغرانش " استوار

چون "دماوند " و "سَهَند " آید همى

 خوش هواى دلکش و پاکیزه اش

کز "رحیم آباد "و "بند " آید همى

 از صفایش هرچه گویم ، کم بود

لازمش شرحى چو "زند "آید همى

 بیرجندا شادزى کامروز دوست

سوى تو بانوشخندآ ید همى

 دوست درمان ، بیرجند ش دردمند

چاره ، سوى دردمند آید همى

 دوست جان و بیرجندش کالبد

جان به تن، بى چون و چند آید همى

 تلخى هجران به امیدوصال 

برمذاق جان، چو قند آید همى

 اى خوش آن روزى که آرند این پیام

دوست خواهد ، "بیرجند " آید همى

*****

 

 

گوهر دانش

 

نقل نقل مجلس آمد باز ، نام بیرجند        

       بر زبانها می رود نام و کلام بیرجند

 

توس بختی که خارج گشته بود از انقیاد       

    شد مطیع و در عمل گردید رام بیرجند

 

یافت با تاسیس چندین مرکز دانشگهی       

      بهر نشر دانش استحکام ، گام بیرجند

 

چین دگر کانون دانش نیست ، رنج ره مبر         

   اطلبو العلم آمد اینک در پیام بیرجند

 

قدر و شان و اعتباری داشت از فرهنگ خویش    

 بیشتر از پیش شد جاه و مقام بیرجند

 

همچنین محفوظ ماند و ماند از سعی و عمل  

      صیت فرهنگی و عز و احترام بیرجند

 

از شراب خوشگوار دانش و تقوی پر است         

       با عنایات خدای پاک جام بیرجند

 

می پذیرد طالبان دانش از اقصی نقاط        

     گسترش این سفره دادر در نظام بیرجند

 

من نمی گویم که شد ورد زبان خاص و عام   

          هوش و استعداد ذاتی انام بیرجند

 

شد اساس کاخ دانشگاه هایش استوار           

              با مساعی اساتید عظام بیرجند

 

بهر دانشجو فراهم شد همه اسباب کار       

         تا کند کسب کمال از بار عام بیرجند

 

بر تو دانشجوی مشتاق و مصمم گشته فرض         

 تا بجویی گوهر دانش ز کام بیرجند

 

جد و جهد عاملین خیر مشکور است و هست   

  در خور تمجید و تحسین اهتمام بیرجند

 

آفرین بر همت والای آنانی که ، کرد         

        عزمشان یکبار دیگر زنده ، نام بیرجند

 

کسب علم و معرفت کن تا کنی فرزین حلال       

   آنچه در چشم خرد ناید حرام بیرجند