کاظم غنى

    در سال 1317 در شهر بیرجند متولد شد، پس از تحصیلات مقدماتى و متوسطه و چند سال خدمات آموزشى، تحصیلات عالى خود را در سطح لیسانس در دانشکده ادبیات مشهد در رشته تاریخ با اخذ رتبه اول به پایان رسانید. وى جهت ادامه تحصیل دردانشگاه سوربن فرانسه انتخاب شده بود که به علت زلزله ویرانگر خضرى در جنوب خراسان ، در سال 1347 از ادامه تحصیل باز ماند .

    غنى در سال 1350 به سمت شهردار بیرجند تعیین گردید و تا سال 1352 موفق به احداث خیابان معلم ، خیابان غفارى ، سیل برگردان جنوب شهر ، بناى ساختمان حکیم نزارى و چندین کار عمرانى دیگر گردید.

    در سال 1355 به سمت معاونت آموزش و پرورش بیرجند و درسال 1357 براى مدت کوتاهى به ریاست اداره منصوب گردید. وى در سال 1373 به افتخار بازنشستگى نائل آمد و در حال حاضر در دانشگاه پیام نور به تدریس اشتغال دارد.

    غنى به شعر و شاعرى علاقه مفرطى دارد و تاکنون اشعار او در چند روزنامه و مجله به چاپ رسیده است. شعر » کنکور « که براى فرزندش سروده به عنوان نمونه آورده شده است.(91)

 کنکور

 روزگارم را بخواهى ، چون شب دیجور شد

دیدگانم از کدورت، شد کدر، کم نور شد

 بود گلگون چهره‏ام، تن پر ز نیرو و قوى

رفت رنگ از چهره ام، کاهید تن ، رنجورشد

 شد دو تا ، قد الف سانم ز تشویش و خیال

شد سپید آن موى مشکى، گونه‏ام کافور شد

 شور و شادى بود ، یک سر زندگى ، لیکن چو برق

رفت از دستم همه، غم، جانشین شور شد

 خانه دل پرفروغ از آرزو بودم مدام

آرزوها رفت، هم امید، از من دور شد

 تشنه‏جام حلاوت ناگهان از سر پرید

حالتم گوئى چنان، چون، حالت مخمور شد

 من که طول عمر دائم از خدا مى خواستم

عکس این معنى، در این دوران، مرا منظور شد

 دانى این ها بر سرم آمد چرا، گوید غنى

چونکه فرزندى، ز من، آماده کنکور شد

×××××

 فقط بیرجند مانده در این میان

 طلسمى است گوئى دراین سرزمین

 

که نحس است و با قهر باشد عجین

 

 نگشته است باطل اگر چه بسى

 

نمودند سعى و تلاش آن واین

 

 نشد کارى از ساحران ساخته

 

بر آنها شدنْد مردمان مستعین

 

 طلسم آنکه تفکیک گردد و بخش

 

خراسان که فکرى بود بس متین

 

 که از کار مردم گره وا شود

 

به کمتر زمان بلکه در کمترین

 

 به‏هر جاى این کشور این فکر نیز

 

یکى خواست بوده است و فکرى وزین

 

 که چون مستعد است شهرى شود

 

به استان بدل هم به شهرى گزین

 

 از آن جمله قزوین و قم، اردبیل

 

و گرگان و جاهاى دیگر ببین

 

 فقط بیرجند مانده دراین میان

 

عقب مانده از قافله این چنین

 

 همان کاولین شهر این کشور است

 

که لوله کشى شد به سبک نوین

 

 و هم باز شد مدرسه اندر آن

 

میان همه شهرها سومین

 

 محق است این شهر و انصاف و عدل

 

که استان شود خالى از حب و کین

 

 کنون عاجزانه تقاضا کنیم

 

تقاضا بَرِ حق و با حق قرین

 

 ز مردان دولت و نیز از همه

 

وکیلان شایسته تیزبین

 

 که با استعانت ز یزدان پاک

 

ز بعد زمانها شهور و سنین

 

 برآورده سازند این خواست را

 

امید آنکه ایزد شود شان معین

 

 دعاى غنى این بود دوستان

 

بگویید از صدق دل آمین

 


فقط بیرجند مانده در این میان

 طلسمى است گوئى دراین سرزمین

که نحس است و با قهر باشد عجین

 نگشته است باطل اگر چه بسى

نمودند سعى و تلاش آن واین

 نشد کارى از ساحران ساخته

بر آنها شدنْد مردمان مستعین

 طلسم آنکه تفکیک گردد و بخش

خراسان که فکرى بود بس متین

 که از کار مردم گره وا شود

به کمتر زمان بلکه در کمترین

 به‏هر جاى این کشور این فکر نیز

یکى خواست بوده است و فکرى وزین

 که چون مستعد است شهرى شود

به استان بدل هم به شهرى گزین

 از آن جمله قزوین و قم، اردبیل

و گرگان و جاهاى دیگر ببین

 فقط بیرجند مانده دراین میان

عقب مانده از قافله این چنین

 همان کاولین شهر این کشور است

که لوله کشى شد به سبک نوین

 و هم باز شد مدرسه اندر آن

میان همه شهرها سومین

 محق است این شهر و انصاف و عدل

که استان شود خالى از حب و کین

 کنون عاجزانه تقاضا کنیم

تقاضا بَرِ حق و با حق قرین

 ز مردان دولت و نیز از همه

وکیلان شایسته تیزبین

که با استعانت ز یزدان پاک

ز بعد زمانها شهور و سنین

 برآورده سازند این خواست را

امید آنکه ایزد شود شان معین

 دعاى غنى این بود دوستان

بگویید از صدق دل آمین

»بیرجند -خرداد 79»

                                        کاظم غنى