دلم برای تپیدن گرفته است امشب

 

پرنده درد پریدن گرفته است امشب

 

دوباره کوچه پر از واژه های بارانیست

 

 وپای خسته دویدن گرفته است امشب

 

مسافر انتهای سفر، ابتدای بودن توست

 

بیا که شوق رسیدن گرفته است امشب

 

چنان ترانه پرواز و آسمان خواندی

 

که کرم ذوق تنیدن گرفته است امشب

 

قفس برای افق یک سکوت بارانیست

 

بیا که ابر رهیدن گرفته است امشب

 

عصا به آب فرو کن که رد شویم از شک

 

که نیل شوق دریدن گرفته است امشب

 

بخوان به نام غزلهای ناب تنهایی

 

که شعر حال شنیدن گرفته است امشب

http://pang-pang.blogfa.com/cat-2.aspx