علامه سید محمد فرزان به سال 1312 هجری قمری برابر با 1283 شمسی در قریه «سندادان » واقع در هشت فرسخی شرق بیرجند به دنیا آمد.

   نام پدرش، سید علی اکبر و نام مادر بی بی بزرگ بود. سید علی اکبر در میان مردم به امانت، پرهیزکاری و دیانت معروف بود او از طریق فروش قالی امرار معاش می کرد علی اکبر از بی بی بزرگ صاحب سه فرزند شد دو پسر به نامهای سید محمد و سید حسن و یک دختر به نام بی بی فاطمه . سید محمد فرزند بزرگ سید حسن فرزند وسط و بی بی فاطمه کوچکترین فرزند بود.

    پدر سید محمد زمانی که او بیش از ده سال از عمرش نگذشته بود (حدود 1323 هـ ق) در سن چهل و دو سالگی در سفر زیارت عتبات عالیات در شهر کربلا از دنیا رفت. بی بی بزرگ پس از درگذشت همسر ، حدود چهار سال در روستای سندادان همچنان سکونت داشت و به تامین معاش و تربیت و تعلیم آنها همت نمود.

 تحصیلات: سید محمد و خواهر و برادر در سندادان به مکتب می رفتند و در کنار تحصیل به مادر در امر قالی بافی کمک می کردند زمانی که سید محمد 14 ساله شد و سید حسن 12 ساله شد و دوره ی مکتب را به پایان رساندند بی بی بزرگ به سال 1327 هجری قمری با سه فرزند خود به شهر بیرجند رفت تا وسیله ی ادامه ی تحصیل آنها را فراهم سازد . او به نزد دو روحانی بزرگ شهر یعنی حاج شیخ محمد باقر و حاج شیخ محمد هادی مراجعه نمود و از آنها خواست که تکلیف را در امر تحصیل مشخص کنند. هر دو مجتهد پیشنهاد کردند که یکی از پسران در مدرسه ی جدید (شوکتیه ) و دیگری در مدرسه ی قدیم (حوزه ی علمیه) تحصیل کنند.

    شیح محمد چون بی بی بزرگ را با پسران در محضر خود دید، خاطره ی ورود مادر سید رضی و سید مرتضی بر شیخ مفید تجدید شده است و نوید داد که در آینده ی نزدیک هر دو برادر از دانشمندان و علمای طراز اول کشور در رشته ی تحصیل خود خواهند شد و الحق هم چنین است چرا که سید محمد در عالم ادب فارسی و عربی حدیث تفسیر و معارف اسلامی یگانه ی روزگار و سید حسن یعنی آیت الله تهامی در فقه. اصول علوم ادبی و عربی، حکمت و حدیث سرآمد زمان و مجتهد طراز اول شد.

    بدین ترتیب سید محمد فرزان در سال 1327 هجری قمری در مدرسه ی شوکتیه نام نویسی کرد.

    سید محمد فرزان چون در قریه ی سندادان خواندن و نوشتن قرائت قرآن و شرعیات و مقدمات علوم ادبی را فراگرفته ، در کلاس دوم پذیرفته شد. اما از حساب هندسه، جغرافیا، تاریخ و علوم طبیعی به علت اینکه این علوم در مکتب تدریس نمی شد اطلاعی نداشت اما به جهت داشتن استعداد سرشار و حافظه ی قوی در سه ماهۀنخست خود را به پایه ی سایر شاگردان در این دروس رسانید . هنوز نیمی از سال 1327 هجری قمری سپری نشده بود که سید محمد نیروی ادراک و فهم و نبوغ فکری خویش را بروز داد. بطوری که توجه مدرسان مدرسه ی شوکتیه را جلب نمود و با مبصر کلاس که حدود سه سال مقدماتی عربی را در مدرسه ی قدیم فراگرفته بود رقابت می کرد و حتی از او پیشی گرفت او در سال سوم ، چهارم، پنجم و ششم درخشنده ترین شاگرد مدرسه شناخته شد و با معلمان خود به بحث می پرداخت فرزان در مدرسه بیشتر اوقات خود را صرف مطالعه ی کتابهای موجود و مجله های المقتبس، المقتطف، المنار و الهلال می کرد.

    فرزان در هیجده سالگی مدرسه ی شوکتیه را به پایان برد.

    در پایان سال ششم تحصیلات کتابهای مدرسۀ شوکتیه یا در نیمه ی آن مادر سید فرزان قصد گزاردن حج بیت ا... الحرام نمود. سید محمد همراه مادر از طریق عشق آباد روسیه، ترکیه، لبنان، و شام به سوی مکه ی معظمه و مدینه ی منوره روی نهاد و مراسم حج را انجام داد. قافله سالار این کاروان شخصی به نام حاج سید علی آقا مجتهد سندادانی بود که بعدها سید محمد با دختر او ازدواج کرد و در بازگشت از حج در شهر حلب مادر رسید وفات یافت. او پس از تکفین و تدفین مادر در همان شهر به بیروت رفت و مدت کوتاهی که در آن شهر بود کتابهایی چند از کتابفروشی های آنجا خرید و به ایران آورد.

    فرزان پس از بازگشت از سفر به قولی حدود چهار سال در مدرسه معصومیه ی بیرجند تحصیل کرده است.

    در ادامه فرزان به مشهد مهاجرت کرده و در حلقه ی درس استادانی همچون ادیب نیشابوری حاج آقا حسین قمی و آیت الله خراسانی قرار می گیرد . فرزان چون به فتق مبتلا بوده است نمی توانسته در برابراستاد دو زانو بنشیند؛ بنابراین تمام ساعات تدریس درس استاد را روی پا می ایستاد و به سخنانش گوش فرا می داد.

     علامه فرزان گفته است: من مطلبی را که ادیب نیشابوری تدریس می کرد به خوی می دانستم اما می خواستم از طرز بیان و شیوه ی سخنوری او استفاده کنم واز این رو به حلقه ی درس وی حاضر می شدم.

    فرزان صرف نظر از زبان عربی به زبان های انگلیسی و به ویژه فرانسه مسلط بود و اغلب متونی را به فارسی ترجمه می کرد.

تدریس در مدرسه شوکتیه و مدیریت مدرسه:

   علامه پس از تحصیل علوم قدیم در مشهد در سال 1297 خورشیدی به بیرجند بازگشت و به تدریس در مدرسه ی شوکتیه پرداخت. موارد تدریس وی ادبیات فارسی و عربی و معانی بیان بوده است.

    فرزان برای مدتی ریاست دبیرستان شوکتیه را عهده دار بوده است. در همین هنگام بنا به دستور رئیس فرهنگ وقت(آقای مرتضی مدرسی) مبنی بر تنظیم تاریخچه ی مدارس و فرهنگ شهرستان ایشان مسئوول جمع آوری قسمت های تاریخی و شرح حال دانشمندان ، شاعران و بزرگان و همچنین مدارس قدیم شهرستان می شود.

عزیمت به سیستان : مدتی از تدریس علامه در بیرجند نمی گذشت که در همان سال 1279 خورشیدی مامور سیستان شد. مرحوم ذبیح الله ناصح نوشته است: پس از آنکه اسدی و باصر السلطنه از رفتن من به سیستان مایوس شدند.سراغ آقایان فرزان رفتند و ایشان را راضی به مسافرت نمودند. آقای فرزان قریب نه سال در سیستان بود.20 او در سیستان به تشکیل چند مدرسه همت گماشت. به جهت اعتماد اهالی سیستان به علامه و اصرار آنها در سال 1307 پیشنهاد کاندیدا شدن برای مردم سیستان را پذیرفت. اما پیش از روز رأی گیری به دستور تهران، ماموران محلی او را دستگیر کرده و به شکلی فجیع به مشهد فرستاده شد و علامه با برادرش آیت الله تهامی پس از خاتمه یافتن انتخابات به بیرجند بازگشتند.21 استاد باستانی پاریزی می نویسد : اتفاقاً یکی از مواردی که استاد فرزان را از تهلکه حسن شهرت حدیث خیر نجات داده عدم توفیق او در انتخابات سیستان بوده است.

ریاست اداره ی معارف بنادر جنوب :

   در سال 1309 خورشیدی فرزان از طرف وزارت معارف و اوقاف به ریاست اداره معارف بنادر جنوب منصوب شد. تا سال 1314 خورشیدی در شهرهای بوشهر، بندرعباس و جزیره های خلیج فارس به گسترش آموزش و فرهنگ و تاسیس مدارس اشتغال داشت ضمن اینکه او فرصت یافت مطالعات عمیق خود را در آن دیار تکمیل نموده و علامه ای از کار درآید. البته در این مامو ریت به بیماری مالاریا مبتلا شد و اثرات این بیماری مزمن تا پایان عمر او را رنج می داد. در سال 1314 استاد از بند بوشهر به تهران آمد. اما توقف او در در پایتخت چند ماهی طول نکشید و به ریاست فرهنگ شاهرود برگزیده شد.

ریاست اداره ی معارف شاهرود :

حدود یک سال یعنی از سال 1314 تا 1315 خورشیدی فرهنگ شاهرود به عهده ی علامه ی فرزان بوده است.

     علامه ی فرزان در فاصله ی سالهای 1315 تا 1317 خورشیدی به معاونت فرهنگ قائنات و سیستان بلوچستان منصوب شد.ضمناً تا سال 1320 برنامه های مدارس زابل و زاهدان زیر نظر و تایید اداره ی معارف بیرجند تهیه و تنظیم می شده است.

تدریس در دبیرستان های مشهد :

سال 1317 استاد فرزان به مشهد منتقل شد و در دبیرستان مشهد مشغول به تدریس گردید . این کار تا سال 1320 خورشیدی به طول انجامید.

ریاست فر هنگ و اوقاف بیرجند وقائنات:

    علامه در شهریور سال 1320 خورشیدی به ریاست فرهنگ بیرجند و قائنات منصوب گردید و بیش از ده سال در این منطقه به خدمت مشغول بود. فرزان با مساعدت مردم حدود سی و چند باب دبستان در نقاط مختلف تاسیس کرد. تا سال 1331 این مسؤؤلیت را داشت و در این سال به تهران منتقل شد.

علامه فرزان در تهران:

   در سال 1331 استاد فرزان به پایتخت منتقل شد. ایشان در مؤسسه ی وعظ و خطابه و دانشکده های معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامی) و ادبیات دانشگاه تهران به تدریس پرداخت. در این هنگام صیت شهرت و فضل و دانش علامه در افواه پیچیده بود. مقاله های محققانه و انتقادات بجا که بر آثار برخی از مشاهیر عصر می نمود او را بر سر زبان ها انداخت. او با دانشمندان بزرگی همچون جلال همایی، محیط طباطبایی ، حبیب یغمایی، مجتبی مینویی اسلامی ندوشن و ایرج افشار مصاحبت داشت و آثار ارزشمند خویش را در مجله های یغما، راهنمای کتاب و ارمغان منتشر می ساخت . هفته ای یک روز به دفتر مجله ی یغما می رفت و در آنجا با نویسندگان به مذاکره و مباحثه می پرداخت. فرزان که از خود خانه ای نداشت در منزل داماد خود آقای سیادت زندگی می کرد و آنجا محل آمد و رفت استادان و دانشمندان بود(روزهای جمعه) بیرجندیها ادب دوست و دوستان نزدیک به دیدارش می شتافتند.

    در سال 1330 خورشیدی وزارت فرهنگ وقت طی بخشنامه ای به تمام معلمان توصیه کرد که نظراتخویش را درباره ی کتابهای درسی به وزارت متبوع کتباً اعلام دارند. فرزان درباره ی معایب کتب درسی نظرات جامعی تنظیم نمود و راه اصلاح آنها را نیز پیشنهاد کرد نظرات صائب علامه به شورای عالی فرهنگ ارجاع شد شورای عالی فرهنگ استاد سید حسن تقی زاده را مامور بررسی دقیق پیشنهاد های آموزشی فرزان نمود و تقی زاده آنها را مورد مطالعه قرار داد و کلیه پیشنهاد های فرزان را مفید و ضروری تشخیص داد.در سال بعد(1331)وزارت فرهنگ جهت تصحیح و انتخاب کتب درسی کمیسیونی را تشکیل داد که مرکب بود از سید محمد فرزان سید محمد طباطبایی و مجتبی مینویی و از ایشان خواسته شد تا کتابهایی را برگزینند که بطور موقت در مدارس تدریس شود تا به تدریج در سالهای بعد کتابهایی بر مبنای اصول تعلیم و تربیت نوشته و منتشر گردد. مرحوم احمدی او را کارمند عالی رتبه ی وزارت فرهنگ معرفی می کند.تا سال 1338 علامه در تهران بودند.

آقای سیادت داماد علامه که کارمند بانک عمران بود در سال 1344 از تهران به شهر بابلسر منتقل شد استاد فرزان نیز به آنجا مهاجرت کرد و تا سال 1347 فرزان در بابلسر بود حال استاد در آنجا بهتر شده بود و می گفت آب و هوای بابلسر با مزاجم سازگار است.

    دو سال آخر عمر استاد در تهران بود چرا که داماد ایشان مجدداً به تهران انتقال یافت. در آخرین سال حیات غالباً بیمار و حتی نزدیک به هشت ماه در بستر بود و به زحمت به ادای فریضه ی نماز که تا دم واپسین دقت داشت نشود، می پرداخت. با وجود بیماری در بستر مطالعه می کرد و بر کتابها حاشیه نویسی می نمود.

وفات فرزان :

    در 23 فروردین ماه 1349 برابر پنجم صفرالمظفر 1390 هجری قمری زمانی که دکتر تهامی برادر زاده ی ایشان بر بالینش حضور داشت دار فانی را وداع کرد.

    علامه فرزان در چند متری مرقد حضرت عبدالعظیم و پهلو به پهلوی ابوافتح رازی، میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی ، علامه قزوینی، عباس اقبال و تنی چند از دانشمندان دیگر دفن گردید.

تالیفات فرزان:

    استاد مینوی درباره ی تالیفات علامه می نویسد : کثرت وسواس او در صحیح بودن نوشته ها مانع از این شده است که تالیف و تصنیفی بکند . ولی در نوشتن بسیاری از کتاب ها که مولفین و مصححین آنها از آن مرحوم استشار کرده اند ، دخیل و سهیم بوده است. با این حال ایشان مقاله های محققانه و انتقادی در مجله یغما ، راهنمای کتاب و ارمغان درج شده که بعد ها در کتابی تحت عنوان مقالات فرزان به چاپ رسیده است. تعدادی از مقالات به شرح ذیل می باشد :

   - در اطراف کلیله و دمنه ی بهرام شاهی -

 نظری به حواشی کلیله و دمنه -

نظری در حواشی مرزبان نامه -

تصحیحی درزبان نامه -

نظری در تصحیح چهار مقاله -

چند نکته در تصحیح دیوان حافظ -

صورت صحیح بیت حافظ -

معنای دو بیت از حافظ -

امثال قران کریم -

معنای کلمه ی کضیم -

 راجع به ترجمه ی قرآن مجید ( کلمات ، عبارات و احیانا آیات تمامی که از قلم ترجمه افتاده است ، غفلتها و سهو القلمها ، اغلاط و اشتباهات)

- ترجمه قرآن از پاینده -

درباره ترجمه قرآن -

 یادداشت های متفرقه در باب بوستان سعدی -

 معنای بیتی از سعدی .

شاگردان فرزان :

استاد فرزان شاگردان بسیاری را تربیت کرد که خود بعد ها از مشاهیر و دانشمندان بنام منطقه ، ایران و حتی جهان شدند .به تعدادی از این افراد اشاره می کنیم : الف- پرفسور محمد حسن گنجی ب- دکتر محمد اسماعیل رضوانی ج- دکتر جمال رضایی د- دکتر تهامی ه- دکتر محمد حسین اعتمادی و- دکتر هادی فرزانه و......