قصر خاطره

در هاله ی خیال تو افسانه شد دلم ...

امشب به قصر خاطره تنها نشسته ام
تنها به یاد روی تو این جا نشسته ام

ای نو شکفته لاله ی چون ارغوان من
با نو بهار روی تو زیبا نشسته ام

یاد توام کشید به دنیای آینه
گر بی می و شراب رویا نشسته ام

در هاله ی خیال تو افسانه شد دلم
چون کشتی شکسته به دریا نشسته ام

یک لحظه فارغ از غم دنیا نبوده ام
افسرده دل به زورق غم ها نشسته ام

رفتم به بال عشق چو تا عرش کبریا
آزاده ام به عالم بالا نشسته ام

مهر تو را دگر به کجا جستجو کنم
در محضر تو چون به تماشا نشسته ام

امشب شبی جداست ز شب های دیگرم
از ساغر تو بر سر غوغا نشسته ام

دنیای من شد آینه ی آرزوی تو
چون طاهره به دام تمنا نشسته ام