حرف و سکوت

بغضی درون سینه و آهی مرددم ...

بین سکوت و حرف و نگاهی مرددم

گاهی پر از غرورم و گاهی مرددم

 با هر قدم قدم که تو نزدیک می شوی

بغضی درون سینه و آهی مرددم

از هر طرف سپاه خیال تو می رسد

شهری شکست خورده و شاهی مرددم

دستم اگر به تو برسد بوسه بوسه , نه

بین خودم , خدا و گناهی مرددم

رد می شوی دوباره از این کوچه و هنوز

بین سکوت و حرف و نگاهی مرددم