راحله کافی

باد مثل پرنده زردی


از پنجره به درون می آید


و روی پیراهن رنگینم


تخم می گذارد


و پرده های گلدار


در سکوت این موسیقی


ریتم تازه ای را شروع می کنند


صندلیهای سفید در ایوان


کنار گلدانهای خالی و تختهای پیر آهنی


باد روی شانه های رنجور گیاهان تخم می گذارد


نزدیک پنجره ام


به بهار دچارم


و از چشمها، دستها، پیراهنم


آبهای آبی جهان سرازیر است...


کهنه است


تمام رنگها، درختها، کوچه های بی ارتفاع


باد می آید


و روی ناخنهایم نهال می کارد


و بین بازوانم گلخانه ای بر جای می گذارد


دیوارها سفیدند


و ابرها هر چه نور طلایی است پوشانده اند


و باد در کوچه


میان قدمها سرود می خواند...


نوشته ها بی رنگند،


باد می آید و کوچه را تکان می دهد


رنگها را پرنده ها را


و استکان خالی ظهر را در عصر پوسیده ی تیره می نشاند،


گلهای زرد


حلقه های زرد


حلقه های گرد بی تصویر


و باد که باز نشانی ها را گم کرده


و تنها در خیابان


قدم می زند


زیر نور خاموش چراغ برقها...

راحله کافی شهرستان فردوس خراسان جنوبی

/ 0 نظر / 28 بازدید