محمد رضا حسینی مود

دف بزن دف! هلا زن دف زن!

دف ددف دف به کوچه و برزن

به هواداری نسیم ببخش

رقص موزون گیسو ودامن

تا بجوشد شراب فروردین

تاشود چشم چشمه ها روشن

دف زدن های مشرقی از تو

رقص در تیغ آفتاب ازمن


دف بزن دف! هلا زن کولی!

ـآریایی ترین زن میهن! ـ

تا ببرد کف از کف هر مرد

تا که خون ریزد از کف هر زن!

تا بخواند کبوتر چاهی

تا قناری بر آورد شیون

تا برآرم پی ات به رقصی شوخ

نوک پارا فراتر از گردن!

کل بزن چون دل اناری که

شد شهید عروسی سوسن

هفت سال از غروب حیدر رفت

جامه ی نیلی از تنت برکن

داغ غم خوردن تو باید زود

بنشیند به سینه ی دشمن


دف بزن دف! که شاعری خسته است

از غزلهای زخمی الکن

او که هر روز می شود تکرار

در تمنای تن تتن تن تن!

محمد رضا حسینی مود

/ 0 نظر / 64 بازدید