احمد پروین

اهل مه غلیظ توهم شدیم ما

در جاده های حیرت و غم گم شدیم ما

فانوس کور سوی تفکر به یک نسیم

خاموش شد که قحط تبسم شدیم ما

رسوای دل شدیم و بی آبروی عشق

وقتی شبیه اغلب مردم شدیم ما

از فرط طعنه ها که ز مردم شنیده ایم

انگار اسیر لشکر کژدم شدیم ما

/ 0 نظر / 21 بازدید